قرار تنهایی ما
قرار تنهایی ما ، روز جدایی ، فردا بود
خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود
ḺϴṼℰ
قرار تنهایی ما ، روز جدایی ، فردا بود
خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود
روزهـــآیے ڪـﮧ مے ـدیــدَمــت نـَفـَســمـ میــگـــِرفــتــــ . . .
او رفته است
و همه چیز تمام شده است
دلم نه عشق می خواهد…
نه دروغ های قشنگ…
خدایا امشب خیلی خسته ام…
اونـــــــــی که
با ما
راه نیومــــــــد
بهش بگید
دمت گرم
گاهى نیاز دارى به یه آغوش بى منت
که تورو فقط و فقط واسه خودت بخواد
که وقتى تو اوج تنهایی هستى با چشماش بهت بگه…
هستم تا هستی …
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم...
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم